باز هم رفتنت
پرسيد: اگر بگويم عاشقانه دوستت دارم چه مي گويي؟
گفتم: مي دانم هيچ وقت نمي گويي
لبخند زد و گفت: ولي دوستت دارم ، خودت هم مي داني
گفتم: ولي عاشقانه نيست
خنديد
پرسيد: دلت با كيست؟
گفتم: براي تو ، با تو ، پس بمان
خنديد
پرسيد: ماندنم را براي چه مي خواهي؟
گفتم: بودنت زيباست ، خوب و مهربان و دوست داشتني ، احساس دستانت مفهوم عجيبي دارد
دستانم را گرفت و خنديد
پرسيد اگر روزي بروم ، آنوقت چه؟
چشمانم را بستم
منتظر بودم باز هم بخندد
بخند
بخند
باز هم بخند
آرام چشمانم را گشودم
نبود
رفت
نيست
و اين بار من خنديدم و اشك ريختم
5 months ago